طنز / خالی بندی‌های شاعرانه(قسمت دوم)

[ad_1]

طنز / خالی بندی‌های شاعرانه(قسمت دوم)

ترول فوتبال – در قسمت دوم به سرگذشت یک هافبک خلاق و کمی تا قسمتی دودی می‌پردازیم. حیف که همیشه به‌دنبال حاشیه است و همین عیب، او را از فوتبال زیبا دور نگه داشته است.

در سال ۱۳۷۰ در تبریز چشم به‌جهان گشود و دوران کودکی‌اش را در پس کوچه‌های این شهر گذراند، سپس به اصفهان مهاجرت کرد و پس از ابراز علاقه به فوتبال در آنجا، به تیم ذوب آهن اصفهان رفته و شروع به‌ فعالیت نمود:

که چون گشت مهاجر صادقیان
برفت او به شهری چو نصف جهان
سریع جوین فرمود بر تیمشان
به باشگاه ذوب آهن اصفهان

موفقیت روزافزون او همگان را به تعجب وا داشته بود. همگان حتی علی دایی او را تحسین می‌کردند. از بخت بد، به‌رفیقی ناباب تیم ملی امیدی دچار شد و دیری نپایید که زندگانی‌اش به… فنا کشیده شد:

که شد دود و دم یار زیبای او
گرفت زور و بازوی والای او
از آن رو که اعصاب وی خرد شد
بشد موجب خشم و دعوای او

به پرسپولیس پیوست، با اعصابی خرد و با احساس شاخ شدن کاذب و نشست و برخاست با زگیل جامعه‌ای که هم اکنون هم خود را شماره ۱۰ ایران می‌داند، در یکی از بازی‌ها در پرسپولیس و با سودای محبوبیت و با غرور خود با داور مقابله نموده و موجبات محرومیت بلند مدت خود را فراهم کرد. پس از بازگشت از محرومیت، دیگر آن پیام سابق نشد و از این تیم به آن تیم مانند نیسان، خسته نقل مکان می‌کرد. پس از کش و قوس فراوان و تعویض تیمش، فعلا طرفداران وی منتظر برگشت او به پرسپولیس‌اند.

بیا و گذر کن تو از دود و دم
که شاید شود شایعات تو کم


برای خواندن قسمت اول اینجا کلیک کنید.

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *