طنز/ من انیشتین هستم: قسمت دوم

[ad_1]

  • قسمت دوم: انیشتین تست فوتبال می‌دهد

( برای خواندن مجموعه قسمت های ” من انیشتین هستم” اینجا کلیک کنید )

دوباره سلام

توی قسمت قبل تا اونجا پیش رفتیم که من به اصرار پدر و مادرم به خواستگاری رفتم و اونجا یک دل نه صد دل عاشق امرسان… چیز… مهسا شدم. اما برای رسیدن به مهسا باید شرطشو برآورده می‌کردم که اون فوتبالیست شدن من بود… منی که از فوتبال هیچی بارم نبود

بعد از شب خواستگاری، من به‌شدت پی‌گیر فوتبال شدم. چند بار فوتبال خارجی و داخلی تماشا کردم و یه بار هم پا به توپ شدم. توی اون بازی به من گفته شد که “هر چی اومد بکش زیرش” منم طبق گفته اونا عمل کردم و هر بازیکنی که سمتم می‌اومد می‌کشیدم زیرش ولی نمی‌دونم چرا بچه‌ها ناراحت شدن و بیرونم کردن.

بالاخره به مطرح ترین باشگاه کشور یعنی “کینگ شلتور” رفتم و مربی تیم رو پیدا کردم تا باهاش درباره فوتبال بازی کردن خودم صحبت کنم…

من: سلام آقای مربی. من برای تست اومدم

مربی: خیلی خوش اومدین… خب بگین که قبلا فوتبال بازی کردین؟

من: بله. یه ده دقیقه‌ای بازی کردم.

مربی: فقط ده دقیقه؟

من: بله… و اتفاقا تو اون ده دقیقه فهمیدم که چقدر سبک بازیم شبیه بازاره

مربی: یعنی چی شبیه بازاره؟

من: آقای مربی مث این‌که شما فوتبال نگاه نمی‌کنینا… بازار دیگه… ادن بازار!

مربی: آها… اون ادن آزاره

من: واقعا؟

مربی: بله.

من: نمی‌دونستم خارجیا تو این زمینه شبیه ما هستن.

مربی: کدوم زمینه؟

من: همین لقب و اینا دیگه. همون‌طور که ما مثلا میگیم اسی درخت یا مثلا محمود سرطان، اینام به بازیکنشون میگن ادن آزار!

مربی: چرت نگو بابا! سابقه بازی تو کدوم پست داری؟

من: پست؟

مربی: پستم نمیدونی چیه؟ مهاجم، هافبک، مدافع…

من: آها آها گرفتم منظورتو از پست. من مدافع بودم

مربی: واقعا؟ کجا؟

من: حرم

(مربی سرش را به تیر دروازه می‌کوبد)

من: چیکار می‌کنی آقای مربی؟

مربی: منظور من از مدافع، مدافع فوتباله انیشتین. فوتباااال!

من: فوتبال مگه مدافع داره؟ مهاجمش همین داعشیان یا کس دیگه‌اس؟

مربی: اصلا تا حالا فوتبال دیدی؟

من: حقیقتا یه بار پای بازی ایران آرژانتین نشستم ولی نفهمیدم کدوم ایرانه کدوم آرژانتین!

مربی: یعنی چی؟ قرمزا ایران بودن، بقیه آرژانتین.

من: ببینین آخه اسم بازیکنای همون به ظاهر آرژانتین ایرانی تر بود! مثلا اسم اونا مسی و بیماریا بود، اسم بازیکن ما چی بود؟ آندرانیک!

(مربی تور دروازه را می‌کند و به پهنای صورت اشک می‌ریزد)

من: چیکار می‌کنین آقای مربی؟

مربی: میری بیرون یا بزنم اقوام تو رو (بییییییب)

من: آها همینو میشناسم

مربی: کیو؟

من: همین (بییییییب) دیگه. کاپیتان تیم ملی انگلیس بود. دیوید (بیییییییب)

(مربی زانو می‌‌زند و چمن‌های استادیوم را می‌خورد)

من: آقای مربی… آقای مربی… من رفتم شما به چرای خودتون برسید

در حال رفتن بودم و احساس شکست تمام وجودمو گرفته بود که یه صدایی گفت…

– کجا میری بچه خوشگل؟

منتطر قسمت بعد در چهارشنبه هفته بعد باشید


برای خواندن مجموعه قسمت های ” من انیشتین هستم” اینجا کلیک کنید

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *